امروز:دوشنبه ,۱۳۹۸/۰۶/۲۵
Download http://bigtheme.net/joomla Free Templates Joomla! 3
Home / blog / دنیای غریب ما !

دنیای غریب ما !

متنی که قبلا در facebook انتشار داده بودم. امروز facebook بهم یاد آوری کرد.
یادم نمیاد از کجا کپی کرده بودم.
اما مطلب خوب و حقیقتی تلخ هست.:

دنیای غریب ما !
پدرم ، دلواپس آینده خواهرم است،
اما حتی یک بار هم اتفاق نیفتاده که باهم به کافی شاپ بروند،در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند !
خواهرم ، نگران فشار کاری پدرم است،
اما حتی یکبار هم نشده خواسته هایش را به تعویق بیندازد تا پدر برای مدتی احساس راحتی کند !
مادرم ، با فکر خوشبختی من خوابش نمیبرد ،
اما حتی یکبار هم نشده که با من در مورد خوشبختی ام صحبت کند و بپرسد چه چیزی مرا خوشحال میکند !
من ، با فکر رنج و سختی مادرم از خواب بیدار میشوم ،
اما حتی یکبار نشده که دستش را بگیرم ،با او به سینما بروم ،باهم تخمه بشکنیم ،فیلم ببینیم و کمی به او آرامش بدهم !
انگار نیرویی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دهانمان را بسته تا مبادا چیزی در مورد دلتنگی مان بگوییم.
یکدیگر را دوست میداریم اما انقدر شهامت نداریم که دوست داشتن مان را ابراز کنیم.
در بیان احساساتمان ضعیف هستیم . صبر میکنیم تا وقتی عزیزی را از دست دادیم ،تا آخر عمر برایش شعر بگوییم.
از یک جا به بعد باید این سکوت خطرناک را شکست و راه افتاد .

Check Also

دست در دست هم دهیم به مهر

سه نفر

صبح ساعت ۷ منتظر تاکسی بودم برای رفتن به سر کار. پس از چند دقیقه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *